همانطور که می دانیم زبان فارسی امروزی نه به لحاظ اسمی و نه به لحاظ گرامری و واژگان موجود در آن با آنچیزی که در بدو تولد این زبان در نزدیک به 1000 سال پیش وجود داشت یکی نیست. این زبان که با نام دری بوجود آمده است بنا به دلایل تاریخی دارای سه نام "دری ، تاجیکی و فارسی" می باشد حتی به احتمال زیاد در گذشته به همراه استعمال واژه ی "عجمی" برای این زبان از واژه ی "هندو" نیز استفاده می شده است. این مطلب را براحتی از استعمال بیش از حد لغت هندو در تقابل با لغت تورک در ادبیات قرون وسطی مانند مثنوی معنوی اثر مولوی می توان دریافت:

ای بسا هندو و تورک همزبان                 ای بسا دو تورک چون بیگانگان

در کل دیوان مثنوی مولوی تنها (تا جایی که نگارنده به یاد دارد) 3 یا چهار بار از لغت فارس استفاده شده است این در حالیست دهها بار از لغت هندو استفاده شده است که به نظر می رسد این لغت برای مردمان به اصطلاح ایرانی زبان در جغرافیای افغانستان و ایران امروزی بکار برده می شده است.

این چندگانگی نامهای زبان فارسی امروزی دلایل متعدد تاریخی دارد به نظر می رسد که فارس تنها یک نام جغرافیایی بوده که بعدا به یک نام قومی بدل شده است و از این رو با ورود زبان فارسی به جغرافیای ایران با تاسیس امپراتوری تورک سلجوقی در آن به نام یک زبان تبدیل شده است. در مورد واژه ی دری نیز نظرات گوناگونی وجود دارد یک تئوری آنرا به عنوان زبان دربار در دوره ی سامانیان مطرح می کند و از "دری وری" بودن فارسی سخن می گوید که بر این اساس آنچه را که فارسی می نامیم زبان دری(درباری) بوده و زبان خارج از دربار را "وری" می گفته اند. تئوری دیگر نیز در مورد آنست که واژه ی دری صورت تغییر یافته ی واژه ی تخاری بوده است که نام منطقه ای در افغانستان است. اما در این مورد نیز باید دانست که قسمت اعظم مردم تخار به زبان تورکی ازبکی سخن می گویند نه به یک زبان به اصطلاح ایرانی تبار! از اینرو نیز تنها نامی که برای زبان فارسی به عنوان نامی قومی مطرح است نام زبان تاجیکی است که منسوب به قوم تاجیک است. واژه ی تاجیک صورت دگرگون شده ی واژه ی تاتجیک می باشد که در آن تات هم معنی با واژه ی عجم و به معنای "گنگ" است. جیک نیز یک وند تورکی می باشد.

اما واقعیت آنست که این زبان(فارسی) با استفاده ی سلجوقیان از آن به عنوان یکی از زبانهای نوشتاری در دربار به یکی از زبانهای نوشتاری منطقه همراه زبانهای تورکی و عربی تبدیل می شود. در ایران نیز در مناطق فارس نشین تنها در شهرهای بزرگ این زبان توسط مردم مورد استفاده قرار می گیرد که دلیل آن استفاده ی سیستم دیوانسالاری و اداری امپراتوری های تورک در این مراکز بزرگ از زبان فارسی بوده است و اطراف این شهرها بیشتر به زبانهای دیگر به اصطلاح ایرانی تبار سخن می گویند که از سوی فارسی زبانان قابل فهم نیستند. این گسیختگی جغرافیای فارسی زبان به خودی خود بستر تاریخی بیگانه بودن این زبان با جغرافیای امروزی ایران را اثبات می کند.

از سوی دیگر گرامر این زبان نیز در طول زمان تغییراتی داشته است اما مهمتر از آن اینکه واژگان موجود در این زبان بسیار تغییر یافته اند به گونه ای که متون کهن(نثر) فارسی در 800 سال پیش یا 500 سال پیش قابل فهم نیستند.